یکشنبه 91 خرداد 28 :: 9:47 عصر ::  نویسنده :

امشب خداوند محمد(ص) را برای تکمیل و حاصلخیزی باغ انسانیت انتخاب کرد و این نبض انسانیت است که در غار حرا می‌تپد.
باز هم رجب و اعتکاف عاشقانه مردی از جنس نور در غاری که با معبودش نیایش می‌کند، معبودی که نمی‌دانم در آن زمان جاهلیت محمد(ص) از کجا پی به عظمتش برد و استوار به پایش ایستاد، حال که شب 27 رجب است و همین مردی که به جز سادگی و بی‌آلایشی چیزی ندارد در حرای عاشقی سرشار از شور نشسته و همین شاعر ابیات بندگی، باز هم صدای نجوای کسی است که خدا را به یگانگی می‌خواند و برای مردمی دعا می‌کند که نگاهشان جز به شهر جهل سفر نکرده، باز هم تکرار صدای مردی 40 ساله که در غار حرا می‌پیچد و اما امشب دیگر انعکاس صدا، صدای محمد امین نیست، کسی است که می‌گوید محمد بخوان، بخوان به نام پروردگاری که خلق کرد، محمد بخوان، بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، یاد داد.
 


 



  آری این صدای جبرئیل امین است که در غار تنهایی محمد فرود آمده‌اند و برای او کرسی عزت و کرامت آوردند تا تاج نبوت و رسالت را بر سر بگذارد و با افتخار لوای حمد را به دستش دادند و از او خواستند تا بر فراز این کرسی برود و تنها خدای را سپاس گوید.
امشب مکه شبی رازانگیز هم آغوش با سکوتی عمیق و انتظار حادثه‌ای شگرف را سپری می‌کند، چرا که امشب نبض زمین در دل غار حرا می‌تپید و فردا روز آخر صبح دنیای جاهلیت است و فاصله باریک میان دو دنیای کهنه و نو را همین شب 27 رجب پدید می‌آورد.
محمد، بشارت باد تو را که خدا مقام نبوت و رسالت را هدیه‌ات داد و بشارت باد تو را که ستون پیامبری با خاتمیت تو معنا می‌گیرد و تویی مهربان رسولی که سیاهی جهل را با صبر جمیلت از صفحه نگاه این آدمیان پاک خواهی کرد و با تاج رسالتی که بر سر نهادی، فرداهای تاریخ را به گونه‌ای دیگر رقم می‌زنی.
محمد، بر تو باد درود خدا و سلام ملائکه برای قبول این وظیفه مهم و خطیر، چرا که آغاز رسالتت یعنی وارد شدن به دنیایی که در آن باید با جان بذر محبت کاشت تا بتوان محصول ایمان برداشت کرد، رسالت تو یعنی همسایگی با درد زیرا زخم نگاه ناآگاهانه و جسارتی که از یک سیل عظیم نادانی سرچشمه می‌گرفت دردی را به دلت روانه می‌کرد که گویی هنگامه سوختن در هیمه ناجوانمردی‌ها تمامی ندارد.
چه زیبا انتخابی است که خدا تو را برای تکمیل و حاصلخیزی باغ انسانیت و ریشه کن کردن فرهنگ‌های هرز رفته جاهلیت رسول کرد تا دنیا شاهد شکوفایی اسلامی باشد که محمد(ص) الگوی تطهیر و آیه و نشانه خوبی برای تکثیر این هدیه آسمانی و جاودانی یعنی قرآن شود و نبوتت نتیجه انتخاب‌های نیکویت شد.




موضوع مطلب :
جمعه 91 خرداد 26 :: 12:58 عصر ::  نویسنده :

 

تقویم، روی سیاه‏ترین برگه‏ های خود ورق می‏خورد و به هزار و چهار صد سال پیش بر می‏گردد؛ به شبی که غم، به شب‏ نشینی کوچه ‏های تاریک کاظمین آمده است.
شب، خجالت زده از لابلای انگشتان سیاهی، در خاک‏ها فرو می‏چکید. خورشید، خودش را پشت غروب‏ها و کوه‏ ها پنهان کرده است؛ گویی این که در خیابان‏ها مرگ پاشیده باشند!
مرگ در قالب تعارف خرما تقدیم امام موسی کاظم علیه‏السلام می‏شود .
یک لقمه دیگر از این خرما و ریحان میل کن، اگرچه به زهر آغشته شده باشد!
...
و چقدر هارون به دست‏های سیاه و جنایت وحشیانه خودش افتخار می‏کرد!
افتخار به شکستن حریم حرمت ائمه!
افتخار به خانه‏ نشین کردن عدالت و زمین گیر کردن ساقه‏ های پیچک‏های عاشق!
ای کاش طاق‏های آسمان می‏شکست و باران بلا بر زمین نازل می‏شد و این اتفاق ناگوار نمی‏افتاد!
چشم‏هایت که به گنبد طلایش می‏افتد، بی‏ اختیار اشک به شب‏ نشینی چشم‏ هایت می‏ آید!
«
السلام  علیک یا عَلَم الدین و التّقوی
السلام علیک یا خازن علم النبیین
السلام علیک یا نائب الاوصیاء السابقین
السلام علیک یا مولی موسی بن جعفر و رحمه‏اللّه و برکاته»
خداحافظ ای دست‏های پاک عبادت!
خداحافظ ای پیشانی پینه بسته از تهجد شبانه!
خداحافظ ای نور خدا در تاریکی‏های زمین!
خداحافظ ای درهای رحمت الهی، از دست‏های شما جاری بر روی خاک!
خداحافظ ای معدن انوار علم و وارث سکینه نیاکان پاک!
خداحافظ ای کوچه ‏های غریبه کاظمین!
خداحافظ ای سال‏ها زندان، سال‏ها غل و زنجیر!
خداحافظ ای سال‏ها انتظار!
بگذار و بگذر؛ خشت خشت دیوارهای تاریک زندان را و لحظه لحظه تنهایی‏ات را!
بگذار و بگذر؛ تمام دلتنگی‏ ها و بی‏ کسی‏ هایت را!
بگذر از این شهر که مردم قدر تو را نمی‏دانند و خورشید عالم تاب را بر بالای سرشان نمی‏ بینند!

 

 




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 خرداد 14 :: 12:19 عصر ::  نویسنده :




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 خرداد 7 :: 6:11 عصر ::  نویسنده :

«خُذ مِن الدُّنیا ما أَتاکَ، و تَوَلَّ عمَّا تَولّى عنک، فإن أنت لم تَفعل فأجمِل فى الطَّلَب.»(نهج البلاغه، حکمت 393)

 از دنیا همان قدر بگیر که به تو مى‏رسد و آنچه از تو رو گرداند، نادیده بگیر و اگر نمى‏توانى چنین باشى لااقل خواسته ات را کمتر کن.

 «إذا أقبلت الدّنیا على أحدٍ أعارته محاسن غیره، و اذا أدبرت عنه سلبته محاسن نفسه.»(مروج الذهب، ج 3، ص 434)

 اگر دنیا به کسى رو کند، خوبیهاى دیگران را به طور موقت به او مى‏دهد، و زمانى که به کسى پشت کند، امتیازات و نیکیهاى خود او را هم از او مى‏گیرد.

 «مَن طَلَبَ الدُّنیا طَلَبهُ المَوت حتّى یُخرِجَه عَنها، وَ مَن طلب الآخره طلبته الدّنیا حتّى یستوفى رزقه منها.».

 (العقد الفرید، ج 3، ص 157)

 آن که دنبال دنیا رود مرگ دنبالش مى‏رود تا او را از دنیا ببرد و آن که طالب آخرت است دنیا در طلبش مى‏رود تا رزقش را به او برساند.

 «لایترک الناس شیئاً من أمر دینهم لاستصلاح دنیاهم الّا فتح اللّه علیهم ما هو أضرّ منه.»(نهج البلاغه، حکمت 106)

 مردم چیزى از امور دینشان را براى نفع دنیایشان ترک نمى‏کنند مگر آن که خداوند زیانبارتر از آن را به رویشان خواهد گشود.

 «من أصبح على الدّنیا حزیناً فقد أصبح لقضاء اللّه ساخطاً...و من لهج قلبه بحبّ الدنیا التاط قلبه منها بثلاثٍ: همّ لا یغبّه، و حرص لا یترکه، و أملٍ لا یدرکه.»(تذکره الخواص، ص 144)

 کسى که به خاطر دنیا اندوهگین باشد از قضا و قدر الهى ناخشنود است...و آن که دلش با دوستى دنیا پیوند خورده باشد قلبش به سه چیز آلوده گردد: اندوهى که از او جدا نشود، حرصى که او را ترک نگوید و آرزویى که هیچ‏گاه به آن نخواهد رسید.

 «مثلُ الدُّنیا کَمَثَل الحَیَّهِ، لَیِّنٌ مَسُّها، وَ السَّمُّ الناقِعُ فى جَوفِها، یَهوى إلیها الغِرُّ الجاهل، و یَحذَرُها ذواللُّب العاقِل

 (نهج البلاغه، حکمت 119)

 دنیا همانند مار است، لمس کردن آن، نرم و ملایم است اما درونش از زهر آکنده است، لذا فریب خورده نادان به آن میل پیدا مى‏کند و هوشیار عاقل از آن حذر مى‏کند.

 «احذروا الدّنیا فإنّها غذّارهٌ غرّارهٌ خدوعٌ، معطیهٌ منوعٌ، ملبسهٌ نزوع، لایدوم رخاؤها، ولا ینقضى عناؤها، و لا یرکد بلاؤها.».

 (همان، خطبه 220)

 از زرق و برق دنیا بر حذر باشید که دنیا خیانتکارى است فریبنده و نیرنگباز، بخشنده‏اى است منع کننده، پوشنده‏اى است برهنه سازنده، آرامش آن بى دوام، مشکلاتش بى پایان، و بلاهایش قطع ناشدنى است.

 «مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ کَثُرَ فى القیامهِ غَمُّه

 (شرح ابن ابى الحدید، ج 20، ص 211)

 کسى که دنیا همتش باشد در قیامت اندوهش بسیار گردد.

 «مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ اشتدّت حَسرَتُهُ عِندَ فِراقِها

 (مستدرک نهج البلاغه، ص 165)

 آن که دنیا همتش باشد به هنگام جدایى از آن، حسرتش شدید خواهد بود.

 «الدُّنیا سَمٌّ یَأکُلُهُ مَن لا یَعرِفُه.»(غررالحکم، ج 1، ص 69)

 دنیا، زهرى کشنده است هر که نشناسدش آن را مى‏خورد.

 «المَغبُونُ مَن شَغَلَ بِالدُّنیا، وَفاتَه حَظُّهُ مِن الآخره

 (همان، ص 106)

 زیانکار کسى است که سرگرم دنیا شده و بهره‏اش از آخرت از دستش رفته است.

 «إیّاک و الوَلَهَ بالدُّنیا، فإنّها تُورِثُکَ الشَّقاءَ وَ البَلاء، و تَحدُوک على بَیعِ البَقاءِ بالفَناء

 (نهج البلاغه، خطبه 28)

 بر تو باد به دورى از شیفتگى به دنیا، زیرا که تو را به بدبختى و گرفتارى مى‏اندازد و تو را به طرف فروختن آخرت به سراى نیستى مى‏راند.




موضوع مطلب :
پنج شنبه 91 اردیبهشت 21 :: 11:5 صبح ::  نویسنده :

روز مادرمبارک




موضوع مطلب :
1   2   >   
درباره وبلاگ

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 0
کل بازدیدها: 46743